اتاق من
در اين اتاق،
اتاق غربت من،
و يا به قول دلم :قلك قديمي اشك
پس از تو مانده، اميدم به كاغذ و قلمي،
و گاه گاه :
سياه مي شود از بازي قلم ،كاغذ...
اتاق كوچك من جعبه اي است:
كه بسته بندي آن با نوار خاطره هاست...
در اين اتاق،
هميشه منتظر سايه هاي شبگردم
چرا كه معتقدم:
ميان سايه و بيغوله ،كهنه پيوندي است!
و من ، دلم خوش است:
به دوره گردي اين سايه هاي سردرگم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 0:40 توسط ستاره
|

