آخرین فصل ، فصل تنهایی است .
من از فسیل شدن در میان اوراق دفترم می هراسم
و تو به قدمت سنگواره ها می اندیشی
ویرانه ها را قدم می زنی
و چای از دهن افتاده ات را
کنار برجی ویران ،خاموش و سرد
می نوشی