بی وفا
به پای تو
چه زود پیر می شوم
ولی
تو بی وفاتر از همه
عصای دست دیگری!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:32 توسط ستاره
|
به پای تو
چه زود پیر می شوم
ولی
تو بی وفاتر از همه
عصای دست دیگری!
کودک، همیشه ملعبه بادبادک است
و بادبادک،
بازیچه همیشگی باد کهنه کار...
پس در حقیقت ،آن که در این بین ، بی خبر
بازیچه قدیمی باد است کودک است...!
به پیش روی من، تا چشم یاری می کند ،دریاست.
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست.
در این ساحل که من افتاده ام خاموش
غمم دریا ،دلم تنهاست،
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج با من می کند نجوا:
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین برکنم نیست
امید آنکه جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست.
فریدون مشیری